بیبی در برابر سلطان؛ تقابلی که آینده سوریه را شکل میدهد
سیاسی
بزرگنمايي:
ندای لرستان - اکو ایران/ متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست.
سقوط بشار اسد در سال گذشته، موجب افزایش شدید تنشها در روابط ترکیه و اسرائیل شده است. با توجه به اینکه ترکیه و اسرائیل دو بازیگر اصلی در پر کردن خلأ قدرت در سوریه پسا-بعثی هستند، اصطکاک میان آنکارا و تلآویو در حال افزایش است.
بازار ![]()
برای سالها، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهوری ترکیه، از لحن تند و قاطع برای محکومکردن اسرائیل استفاده کرده است. اردوغان که در آن زمان نخستوزیر ترکیه بود، در نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس، سوئیس، در سال 2009، زمانی که پس از یک درگیری لفظی شدید با شیمون پرز، رئیسجمهوری وقت اسرائیل، صحنه را ترک کرد، توجه جهانی را به خود جلب کرد.
در آن تقابل، اردوغان اسرائیل را به خاطر کشتار فلسطینیان در عملیات «سرب گداخته» (2008/09) به چالش کشید. پس از آغاز جنگ اخیر اسرائیل علیه غزه در اکتبر 2023، لحن تند اردوغان بار دیگر موضع ترکیه علیه جنایات اسرائیل در این منطقه را آشکار کرد؛ جنایاتی که به گفته عفو بینالملل و دیدهبان حقوق بشر، مصداق نسلکشی هستند.
در سپتامبر سال گذشته، اردوغان در واکنش به کشته شدن یک زن ترکیهای-آمریکایی در کرانه باختری اشغالی به دست اسرائیل، کشورهای مسلمان را به اتحاد علیه «تهدید فزاینده توسعهطلبی اسرائیل» فراخواند. او تأکید کرد: «تنها اقدامی که میتواند تکبر اسرائیل، راهزنی اسرائیلی و تروریسم دولتی اسرائیل را متوقف کند، اتحاد کشورهای اسلامی است.»
سقوط بشار اسد در سال گذشته، موجب افزایش شدید تنشها در روابط ترکیه و اسرائیل شده است. با توجه به اینکه ترکیه و اسرائیل دو بازیگر اصلی در پر کردن خلأ قدرت در سوریه پسا-بعثی هستند، اصطکاک میان آنکارا و تلآویو در حال افزایش است. در این شرایط، بسیاری از تحلیلگران این پرسش را مطرح میکنند که آیا لفاظیهای ضداسرائیلی اردوغان میتوانند به اقدامات عملی تبدیل شوند؟
تضاد اهداف آنکارا و تلآویو
به نوشته جورجیو کافیرو، تحلیلگر مسائل منطقهای در العربیالجدید، ترکیه از دولت جدید سوریه به رهبری احمد الشرع، رئیسجمهور موقت حمایت میکند و خواهان آن است که شورشیان سابق سوریه که اکنون حاکمیت را در دست گرفتهاند، قدرت خود را تثبیت کنند و سوریه را به عنوان یک دولت یکپارچه اداره کنند.
با این حال، ترکیه به دلایل امنیت ملی خود، به شدت مخالف ایجاد هرگونه منطقه خودمختار تحت کنترل «یگانهای مدافع خلق» (YPG) یا «حزب اتحاد دموکراتیک» (PYD) در شمال شرقی سوریه است، چه برسد به تشکیل یک دولت مستقل.
مقامات ترکیه و مردم این کشور، YPG و PYD را شاخههایی از حزب کارگران کردستان (PKK) در سوریه میدانند. به همین دلیل، احتمال حکومت این گروهها بر هر بخشی از سوریه، مقامات ترکیه را به شدت نگران کرده است.
با این حال، توافق تاریخی میان نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) و دولت دمشق که در 10 مارس اعلام شد، باید نگرانیهای ترکیه را کاهش دهد. طبق این توافق، SDF (ائتلاف شبهنظامیان تحت رهبری YPG که از حمایت آمریکا برخوردار است) همه نهادهای نظامی و غیرنظامی خود را در ساختار دولت سوریه ادغام خواهد کرد، خصومتها را متوقف میکند و کنترل فرودگاهها، میادین نفت و گاز، و گذرگاههای مرزی در شمال شرق سوریه را به دولت مرکزی واگذار خواهد کرد.
اگر این توافق بهطور موفقیتآمیز اجرا شود، به نفع ترکیه و دولت احمد الشرع خواهد بود، زیرا به سمت یک سوریه متحدتر در دوران پس از اسد حرکت خواهند کرد. این مسئله علیرغم خشونتهای اخیر در ساحل مدیترانه سوریه که منجر به کشته شدن بیش از 1000 نفر (عمدتاً از علویان) شد، همچنان حائز اهمیت است.
آنکارا بهشدت علاقهمند است که تمام تحریمهای غرب علیه سوریه پسا-اسد لغو شوند تا این کشور بتواند مسیر بازسازی و توسعه خود را آغاز کند. البته ترکیه دلایل متعددی برای حمایت از احیای سوریه دارد؛ ترکیه نمیخواهد شاهد فروپاشی کامل دولت سوریه باشد، زیرا ایجاد خلأ قدرت خطرناک میتواند بیثباتی گستردهای ایجاد کند و به گروههای تروریستی مانند داعش اجازه نفس کشیدن بدهد. چنین بحرانهای امنیتی و آشوبی میتواند بهراحتی به ترکیه سرایت کند، کشوری که 900 کیلومتر مرز مشترک با سوریه دارد.
فشار سیاسی زیادی روی دولت اردوغان وجود دارد تا با دمشق به توافقی برسد که امکان بازگشت میلیونها پناهجوی سوری در ترکیه را فراهم کند. برای اینکه این بازگشت به شکلی اخلاقی و پایدار انجام شود، سوریه باید به ثبات برسد و دولتی کارآمد داشته باشد. علاوه بر این، شرکتهای ساختمانی و تولیدی ترکیه میتوانند نقشی کلیدی در بازسازی سوریه ایفا کنند و قراردادهای بزرگی برای پروژههای زیرساختی دریافت کنند که در نهایت به نفع اقتصاد ترکیه نیز خواهد بود.
ماه گذشته، احمد الشرع، رئیسجمهوری جدید سوریه، به آنکارا سفر کرد و با اردوغان دیدار داشت. دو رهبر درباره آینده نقش ترکیه در سوریه و منافع مشترک هر دو دولت گفتوگو کردند.
متیو برایزا، دیپلمات سابق کاخ سفید و مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا که اکنون در استانبول مستقر است، در گفتوگو با «العربیجدید» گفت: «نکته استراتژیک اصلی سفر احمد الشرع به ترکیه در 4 فوریه، همسو کردن رویکردهای آنکارا و دمشق برای تثبیت اوضاع سوریه و بازسازی آن بهعنوان یک کشور جامع و شکوفا و دموکراتیک – یا دستکم شبهدموکراتیک – بود.»
او افزود: «علاوه بر این، احتمالاً یکی از محورهای گفتوگوها تمایل ترکیه برای کمک به سوریه در احیای اقتصادی آن پس از تثبیت اوضاع بود، بهویژه از طریق تمرکز بر مسائل حملونقل و انرژی، که ستون فقرات بازسازی اقتصاد سوریه محسوب میشوند.»
در مقابل، اسرائیل بهدنبال مسیری کاملاً متفاوت برای سوریه است. تلآویو منافع خاص خود را در تضعیف سوریه دارد و میخواهد که هیچ دولت مرکزی قدرتمندی در دمشق شکل نگیرد. با توجه به اینکه هیات تحریر الشام اکنون بازیگر مسلط در دولت جدید سوریه است، اسرائیل تمایل دارد که دمشق همچنان تحت تحریمهای غرب باقی بماند.
گوردون گری، سفیر سابق آمریکا در تونس، در اینباره گفت: «اسرائیل امیدوار است که سوریه تکهتکه و ضعیف بماند، زیرا از نظر تلآویو، یک سوریه تقسیمشده بهترین تضمین برای امنیت اسرائیل است، در حالی که یک سوریه متحد در نهایت میتواند به تهدیدی علیه آن تبدیل شود.»
به محض سقوط بشار اسد در دسامبر، ارتش اسرائیل بمباران دمشق و سایر مناطق سوریه را آغاز کرد، در حالی که با تجاوز نظامی به خاک سوریه، کنترل بخشهای بیشتری از این کشور را به دست گرفت. امروز، اشغالگری اسرائیل در سوریه از بلندیهای جولان به سمت دمشق گسترش یافته است. اسرائیل خواستار خلع سلاح کامل جنوب سوریه شده است و اخیراً تلاش کرده حملات خود به سوریه پس از اسد را تحت پوشش حمایت از اقلیت دروزی توجیه کند. این اقدام اسرائیل در راستای سیاست دیرینه آن برای تجزیه کشورهای عربی است.
در 24 فوریه، هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، سیاستهای توسعهطلبانه اسرائیل در سوریه را محکوم کرد. فیدان هشدار داد: «اشغالگری مداوم اسرائیل در لبنان و سوریه، تحریکات و تلاش برای الحاق کرانه باختری، و آوارهسازی اجباری فلسطینیان از غزه، همگی بخشی از یک طرح خطرناک هستند.»
وزیر خارجه ترکیه افزود: «ما سالهاست که میدانیم اسرائیل پروژهای را دنبال میکند که هدف آن ایجاد ضعف و بیثباتی در کشورهای همسایه مانند اردن، لبنان و سوریه است. علاوه بر این، اسرائیل با همکاری ایالات متحده تلاش میکند تا از دستیابی کشورهای رده دوم به قابلیتهای نظامی جلوگیری کند.»
دیدگاه اسرائیل درباره نقش ترکیه در سوریه
درک اسرائیل از نفوذ ترکیه، یکی از دلایل اصلی رفتار تهاجمی تلآویو نسبت به سوریه پس از اسد است. در میان مقامات امنیتی و تحلیلگران اسرائیلی، گفتمان فزایندهای درباره نقش آنکارا در «سوریه جدید» بهعنوان یک تهدید برای اسرائیل شکل گرفته است.
کمتر از یک ماه پس از سرنگونی اسد، کمیته ارزیابی بودجه دستگاه دفاعی و توازن قدرت گزارشی منتشر کرد که این نگرانیها را خلاصه میکرد. این کمیته، که توسط کابینه اسرائیل در سال 2023 برای ارزیابی تهدیدات منطقهای علیه اسرائیل تأسیس شد، به این نتیجه رسید که یک سوریه وابسته به ترکیه و تحت حاکمیت اسلامگرایان سنی، میتواند تهدیدی بزرگتر برای اسرائیل باشد تا سوریهای که پیشتر تحت کنترل رژیم اسد و متحد جمهوری اسلامی ایران بود.
در این گزارش آمده است: «اسرائیل ممکن است با تهدیدی جدید در سوریه مواجه شود که از برخی جهات، میتواند به همان اندازه شدید باشد که تهدید قبلی بود. این تهدید ممکن است به شکل یک نیروی افراطی سنی ظاهر شود که همچون گروههای پیشین، موجودیت اسرائیل را به رسمیت نخواهد شناخت. از آنجایی که شورشیان سنی از طریق کنترل مرکزی در سوریه قدرت سیاسی به دست خواهند آورد، ممکن است تهدیدی بزرگتر از تهدید ایران از سوی آنها ظهور کند. تهدید جمهوری اسلامی ایران تاکنون به دلیل اقدامات مستمر اسرائیل و همچنین محدودیتهایی که دولت مستقل سوریه بر ایران اعمال کرده، مهار شده است». در این گزارش، همچنین نسبت به نقش دولت جدید دمشق بهعنوان نیروی نیابتی ترکیه هشدار داده شده است و این تهدید را بسیار خطرناکتر تلقی کرده است، زیرا آنکارا را دارای «جاهطلبی برای بازگرداندن امپراتوری عثمانی به شکوه گذشتهاش» میداند.
مرکز تحقیقاتی و آموزشی آلما، یک اندیشکده اسرائیلی به سرپرستی سرهنگ (بازنشسته) سارت زهاوی است که تهدیدات امنیتی در مرزهای شمالی اسرائیل و سایر مسائل منطقهای را بررسی میکند. ماه گذشته، این مرکز پژوهشی تحلیلی با عنوان «احتمال تهدید ترکیه – مستقیم و غیرمستقیم – علیه اسرائیل؛ ارزیابی وضعیت» منتشر کرد.
در این تحلیل، پیشرفت ترکیه در زمینه موشکهای دوربرد و تواناییهای پهپادی بهعنوان یک تهدید بالقوه علیه اسرائیل مورد بررسی قرار گرفته است. اما تأکید شده که تهدید بزرگتر این است که ترکیه از یک نیروی نیابتی سنی افراطی علیه اسرائیل حمایت کند، مشابه رویکرد جمهوری اسلامی ایران در حمایت از گروههای شیعه، یا حتی از ارتش جدید سوریه حمایت کند که ممکن است علیه اسرائیل اقدام کند.
نویسنده این تحلیل نتیجهگیری کرده است که «ترکیب لفاظیهای ضد اسرائیلی و محیط ناپایدار منطقهای، اسرائیل را ملزم میکند که بهطور دقیق تحولات در صنعت نظامی ترکیه را زیر نظر بگیرد، برای احتمال استفاده از پهپادها و موشکها علیه خاک خود آماده شود و مسیرهایی برای متوقف کردن انتقال تسلیحات پیشرفته به سوریه بررسی کند». علاوه بر این، گیدئون ساعر، وزیر امور خارجه اسرائیل، ترکیه را متهم کرده است که به تهران کمک کرده تا جریانهای مالی خود به حزبالله لبنان را تسهیل کند.
لابیگری اسرائیل در واشنگتن علیه سوریه
اسرائیل در حال لابیگری در ایالات متحده برای ضعیف و غیرمتمرکز نگه داشتن سوریه است و میخواهد که روسیه به حضور نظامی خود در سوریه ادامه دهد تا در برابر نفوذ فزاینده ترکیه در این کشور جنگزده سد ایجاد کند.
در راستای این تلاشهای لابیگری، اسرائیل به دنبال متقاعد کردن آمریکا برای حفظ تحریمها علیه سوریه است. یکی از نگرانیهای اساسی اسرائیل این است که آنکارا از دولت تحت رهبری هیات تحریر الشام در سوریه حمایت کند، زیرا این دولت میتواند به یک پناهگاه امن برای حماس و سایر گروههای ضد اسرائیلی تبدیل شود.
به گفته دکتر گوخان ارلی، هماهنگکننده مطالعات خلیج فارس در اندیشکده ORSAM مستقر در آنکارا: «رقابت قدرت میان ترکیه و اسرائیل در ‘سوریه جدید’ عمدتاً از تفاوت دیدگاههای دو طرف درباره ثبات و نفوذ منطقهای ناشی میشود. ترکیه اقدامات اسرائیل که شامل حملات نظامی و مانورهای فرقهای در جنوب سوریه است را تلاشهای عمدی برای تجزیه سوریه و تضعیف تمامیت ارضی آن میداند. این اقدامات اسرائیل، مستقیماً با اصل دیرینه آنکارا مبنی بر حمایت از یک سوریه متحد، در تضاد است. در مقابل، اسرائیل نفوذ فزاینده ترکیه، بهویژه حضور نظامی آن و اتحادهایش با گروههای محلی مانند ارتش ملی سوریه و دولت جدید سوریه را بهعنوان تهدیدی برای منافع امنیتی و موازنه منطقهای خود میبیند. تحولات اخیر نشان میدهد که هر دو کشور بهطور فزایندهای از مانورهای استراتژیک یکدیگر آگاه هستند و این موضوع رقابتی را تشدید میکند که به همان اندازه که مربوط به نمایش قدرت در سوریه پس از اسد است، به تقابل ایدئولوژیک نیز مرتبط میشود.»
خطر درگیری نظامی
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که ترکیه و اسرائیل احتمالاً وارد یک درگیری گسترده مستقیم نخواهند شد، هرچند این امکان وجود دارد. در هر صورت، تنشهای فزاینده میان این دو قدرت میتواند مشکلات جدی در سوریه ایجاد کند، به همین دلیل باید این وضعیت به دقت رصد شود.
متیو برایزا در گفتوگو با العربیالجدید اظهار داشت: «من بعید میدانم که درگیری نظامی مستقیمی میان ترکیه و اسرائیل در سوریه رخ دهد. اما بدون شک، این دو کشور درگیر یک منازعه سیاسی جدی هستند.»
دکتر گوخان ارلی نیز معتقد است که حتی اگر درگیری غیرمستقیم نظامی بین ترکیه و اسرائیل در سوریه محتمل نباشد، دلایل قابلتوجهی برای نگرانی از وقوع چنین سناریویی وجود دارد. او تصریح کرد: «پیچیدگی اوضاع سوریه، همراه با تشدید تنشها و تغییر در اتحادهای منطقهای، به این معناست که هرگونه محاسبه اشتباه یا درگیری محدود محلی میتواند بهسرعت به یک رویارویی گستردهتر تبدیل شود. چنین اتفاقی نهتنها وضعیت امنیتی شکننده منطقه را مختل خواهد کرد، بلکه پیامدهای قابلتوجهی برای ثبات منطقهای و تلاشهای دیپلماتیک بینالمللی خواهد داشت.»
دکتر مصطفی جانر، استاد دانشگاه و پژوهشگر موسسه خاورمیانه دانشگاه ساکاریا (ORMER)، معتقد است که در کوتاهمدت، خطر درگیری مستقیم نظامی میان ترکیه و اسرائیل تا حدی به دلیل نفوذ مهارکننده واشنگتن بر آنکارا و تلآویو بعید است. او همچنین خاطرنشان کرد که «اسرائیل در حال حاضر با شرایط ناپایدار و موازنههای حساس در جبهههای لبنان و غزه روبرو است، بنابراین توانایی ورود به یک درگیری نظامی با ترکیه، کشوری که دارای دومین ارتش بزرگ ناتو است را ندارد.»
با این حال، دکتر جانر تأکید کرد که «درگیریهای غیرمستقیم و تنشها قابل پیشبینی هستند» و «اسرائیل احتمالاً از طریق نیروهای نیابتی یا عناصر بیثباتکننده، اقدامات مخربتری انجام خواهد داد، بهویژه از آنجا که برخی گروهها بهطور همزمان منافع ترکیه و سوریه را تهدید میکنند.»
در این چارچوب، توافق جدید میان نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) و دمشق میتواند بهشدت به نفع آنکارا باشد، زیرا رقابت قدرت بین ترکیه و اسرائیل در سوریه پس از اسد را تحت تأثیر قرار میدهد.
با ادغام یگانهای مدافع خلق در دولت سوریه، اسرائیل دیگر فرصت حمایت از این گروه شبهنظامی را برای تضعیف ترکیه نخواهد داشت. همچنین، این مسئله از تجزیه بیشتر سوریه جلوگیری خواهد کرد.
پیامدهای این رقابت برای سیاست خارجی ایالات متحده
برای آمریکا، هر سناریویی که در آن دو متحد منطقهای واشنگتن در سوریه درگیر یک رویارویی جدی شوند – چه رسد به وقوع یک جنگ تمامعیار – نامطلوب خواهد بود. به گفته گری: «آخرین چالش سیاست خارجی که دولت ترامپ میخواهد در خاورمیانه با آن مواجه شود، یک جنگ دیگر است، بهویژه جنگی که متحدان نزدیک آمریکا، یعنی اردوغان و نتانیاهو، را درگیر کند؛ دو رهبری که هر دو روابط خوبی با ترامپ دارند.»
این تنشها بین ترکیه و اسرائیل میتواند برای واشنگتن بهطرز پیچیدهای مشکلساز شود. منافع کلیدی آمریکا در سوریه پس از تغییر رژیم، از جمله مقابله با داعش و مهار نفوذ روسیه و جمهوری اسلامی ایران، ممکن است در صورت وقوع درگیری ترکیه و اسرائیل تضعیف شوند.
دکتر ارلی هشدار داد: «احتمال اجرای عملیات نظامی ناهماهنگ یا تشدید ناخواسته درگیریها میتواند کانالهای دیپلماتیک آمریکا را با متحد ناتوییاش ترکیه و همچنین با شریک دیرینهاش اسرائیل تضعیف کند و سیاست تعامل آمریکا در خاورمیانه را پیچیدهتر سازد.»
دکتر مصطفی جانر نیز اشاره کرد که: «ترکیه و اسرائیل دو متحد آمریکا هستند که در حال حاضر روابط پرتنش و بحرانزدهای با یکدیگر دارند. درگیری مستقیم بین این دو، از منظر منافع واشنگتن در منطقه، ‘یک انتخاب منطقی’ نخواهد بود». او معتقد است که ایالات متحده میتواند نقشی در کاهش تنشها میان آنکارا و تلآویو ایفا کند: «ارتباط همزیستانه آمریکا و اسرائیل بهطور گستردهای پذیرفته شده است.
با این حال، نباید از نقش ترکیه بهعنوان یک نیروی تثبیتکننده منطقهای در خاورمیانه غافل شد. در این زمینه، مسائل مشخصی وجود دارند که ترکیه و ایالات متحده در مورد آنها دیدگاههای مشترک دارند. احتمالاً آمریکا سعی خواهد کرد از قدرت ترکیه در این چارچوب منطقهای بهره ببرد.»
متیو برایزا همچنین اشاره کرد که وضعیت فعلی در غزه نیز بر تنشهای ترکیه و اسرائیل در رابطه با سوریه تأثیر دارد: «فکر میکنم در نهایت، اگر اسرائیل واقعاً بهدنبال یک آتشبس پایدار در غزه باشد، متوجه خواهد شد که ترکیه میتواند نقشی ایفا کند، نه الزاماً بهعنوان یک میانجی، بلکه بهعنوان کشوری که میتواند زمینه همکاری حماس را فراهم کند. اما فکر میکنم هنوز راه درازی تا رسیدن به آن نقطه باقی مانده است.»
دکتر جاشوا لندیس، مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه در دانشگاه اوکلاهما، معتقد است که در نهایت به نفع واشنگتن است که هرچه زودتر جلوی تلاشهای استعماری اسرائیل در سوریه را بگیرد. او گفت: «آمریکا باید تمام تلاش خود را برای دستیابی به صلح بین اسرائیل و سوریه انجام دهد.
اگر واشنگتن چشم خود را بر روی اهداف توسعهطلبانه اسرائیل در منطقه ببندد، در آینده هزینه سنگینی خواهد پرداخت، همانطور که در گذشته نیز این اتفاق افتاد. در سال 1973، رئیسجمهور نیکسون بهشدت از رئیسجمهور جانسون انتقاد کرد که چرا اجازه داده بود اسرائیل پس از جنگ 1967، بلندیهای جولان، کرانه باختری و صحرای سینا را حفظ کند. چون جانسون هیچ اقدامی برای جلوگیری از توسعهطلبی اسرائیل انجام نداد، واشنگتن درگیر دور جدیدی از جنگهای خاورمیانه شد.
نیکسون میخواست با سیاستمداران طرفدار اسرائیل در کنگره مقابله کند و یک صلح جامع را دنبال کند که مرزهای اسرائیل را مشخص کند، اما او ضعیف بود و در نهایت در برابر لابی طرفدار اسرائیل تسلیم شد. شکست نیکسون در وادار کردن اسرائیل به عقبنشینی به درون مرزهایش، منجر به دورهای بیشتری از جنگ و نفرت گستردهتر علیه آمریکا در جهان عرب و اسلام شد؛ همین مسئله احتمالاً نتیجه توسعهطلبی اخیر اسرائیل در لبنان و سوریه خواهد بود.
لینک کوتاه:
https://www.nedayelorestan.ir/Fa/News/1017898/